12:08
10 آبان 1393
2014.Nov.01

نکته‌گو: اسید پاشی انواع دارد: اسید پاشی زمینی، اسید پاشی هوایی و اسید پاشی فضایی نکته‌گو: اسید پاشی انواع دارد: اسید پاشی زمینی، اسید پاشی هوایی و اسید پاشی فضایی ادامه ...
ع. چینی‌چیان: تحریفاتی ریشه‌ای‌تر و خطرناک‌تر از گذشته، در تبیین نهضت امام حسین علیه السلام ع. چینی‌چیان: تحریفاتی ریشه‌ای‌تر و خطرناک‌تر از گذشته، در تبیین نهضت امام حسین علیه السلام ادامه ...
علیرضا ف: حرّ و توبه و شهادتش، چه شباهت و ربطی به میرحسین موسوی و کروبی دارد؟ علیرضا ف: حرّ و توبه و شهادتش، چه شباهت و ربطی به میرحسین موسوی و کروبی دارد؟ ادامه ...
علی عبدالله – ابولا و داعش، دو عامل دست‌ساز جهت حفظ وحدت غرب، حول محور امریکا علی عبدالله – ابولا و داعش، دو عامل دست‌ساز جهت حفظ وحدت غرب، حول محور امریکا ادامه ...
مجید ر.: این وحشی‌ها، گالیله را کشتند، شما را نیز کشته‌اند و خواهند کشت مجید ر.: این وحشی‌ها، گالیله را کشتند، شما را نیز کشته‌اند و خواهند کشت ادامه ...
سلیم: جنگ روانی سلیم: جنگ روانی "پارازیت"، مهلک‌تر از سرطان ادامه ...
درس بزرگ سعادت در جمله‌ای کوتاه درس بزرگ سعادت در جمله‌ای کوتاه ادامه ...
لوس‌آنجلس - تعقیب و گریز دیدنی پلیس با مجرم فراری لوس‌آنجلس - تعقیب و گریز دیدنی پلیس با مجرم فراری نمایش ...
کالیفرنیا - تصادف قطار با جرثقیل روی ریل کالیفرنیا - تصادف قطار با جرثقیل روی ریل نمایش ...
کانادا - ماجراجویی با به خطر انداختن جدی جان کانادا - ماجراجویی با به خطر انداختن جدی جان نمایش ...
تصادف شدید و نجات عجیب کودک دوچرخه سوار تصادف شدید و نجات عجیب کودک دوچرخه سوار نمایش ...
حمله وحشیانه پلیس آمریکا به یک رهگذر سیاه پوست در نیویورک - منهتن حمله وحشیانه پلیس آمریکا به یک رهگذر سیاه پوست در نیویورک - منهتن نمایش ...
دموکراسی نتانیاهو، گردن زن آمریکایی را شکست دموکراسی نتانیاهو، گردن زن آمریکایی را شکست نمایش ...

■ اجرای حکم "عقرب سیاه"

 نسخه قابل چاپ

 ارسال به دوستان

20 شهريور 1391 - 17:58:22

قاضی اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران گفت: حکم اعدام ص م معروف به "عقرب سیاه" سحرگاه فردا در محل وقوع جرم در چهار راه سبلان در ملاء عام اجرا می‌ شود.

ایران پی ان - حوادث:     آقای جمشیدی در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر افزود: این حکم 13 شهریور امسال از سوی رئیس قوه قضاییه برای اجرا به شعبه اجرای احکام ارسال شد که از همان موقع در دستور کار قرار گرفت و قرار است فردا اجرا شود .
وی گفت: این حکم با تائید قضات شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران ، محل صدور حکم اعدام در ملاءعام اجرا می شود .
متهم پرونده معروف به "عقرب سیاه" به اتهام ربودن و آزار و اذیت تعدادی از زنان و دختران ، 9 بهمن در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم و حکم صادره چهارم مرداد در شعبه 14 دیوان عالی کشور تأیید شد.
پرونده "عقرب سیاه" پیش از این دو بار در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی و یک بار به حکم اعدام صادر و یک بار هم تبرئه شده بود اما هر دو حکم در دیوان عالی کشور نقض شد.

عقرب سیاه كسی است كه براساس محتویات پرونده قضایی وی متهم است بیش از 30 زن و دختر جوان را به تپه‌های اطراف تهران كشانده و به طرز وحشیانه‌ای این افراد را مورد تعرض قرار داده است. 

این مرد جوان شیطان صفت تنها به تعرض به این زنان و دختران جوان بسنده نكرده و در بسیاری از موارد پس از سرقت تمام اموال و دارایی طعمه‌های خود لباس‌های آنها را نیز به سرقت برده تا این افراد نتوانند متواری شوند. 

هستند در بین طعمه‌های عقرب سیاه افرادی كه به واسطه خشونت‌های متعدد این فرد به صورت نیمه جان و بی جان رها شده‌اند و به نوعی خواست خدا بوده كه زنده بمانند. 

عقرب سیاه که تجاوز به 30 زن و دختر را در پرونده دارد از سوی شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شده بود اما دیوان عالی کشور رأی دادگاه را نقض و پرونده این شیطان‌صفت را به شعبه 79 دادگاه کیفری ارسال کرد. آنچه در پی می‌آید گفت و گو با «سارا» یکی از قربانیان عقرب سیاه است. 

-لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید چگونه به دام عقرب گرفتار شدید.

من سارا 32 ساله هستم اما به درستی تاریخ دقیق این حادثه را به یاد ندارم، تنها می‌دانم زمستان چهار سال پیش و در یک روز برفی گرفتار عقرب سیاه شدم.

در این باره توضیح دهید.

ساعت 11 صبح بود که از یکی از بانک‌ها مقداری پول گرفتم تا نزد همسرم بروم. از آنجا که مقدار پول‌ها زیاد بود یک پراید را به صورت دربست کرایه کردم. من در صندلی عقب نشسته بودم که پس از طی مسافتی راننده با یک سینی خرما از من پذیرایی کرد و ادعا کرد یکی از بستگانش فوت کرده است. من برای ادای احترام یک خرما برداشتم و پس از خواندن فاتحه و خوردن آن خرما دیگر چیزی نفهمیدم.

-به طور کلی چیزی به یاد ندارید؟

تنها یادم هست که خودرو را به گوشه‌ای از بزرگراه برد و با شوکر برقی مدام بر پیکرم می‌کوبید. نمی‌دانم چه مدت گذشت، زیرا ساعتم را از دستم باز کرده بود اما به محض آنکه به هوش آمدم، دیدم روی تپه‌ای به صورت درازکش رها شده‌ام و عقرب سیاه دارد با سنگ بر فرقم می‌کوبد. بدنم هیچ گونه احساسی نداشت، از اینکه چرا لباسی بر تن ندارم تنها گریه می‌کردم حتی نمی‌توانستم خودم را تکان بدهم. نمی‌توانستم فریاد بزنم. 

از او پرسیدم چرا این کار را می‌کند و مدعی شد، من صورت وی را دیده‌ام و باید بمیرم تا او شناسایی نشود. 

- بعد از آن چه شد؟ 

سرم داد و هوار کرد و از من خواست تا روش کشتنم را انتخاب کنم، گفت یا باید مرا زنده زنده دفن کند یا اینکه زیر چرخ‌های خودروی پرایدش له کند. 

به او گفتم من طاقت زجر کشیدن ندارم، مرا خفه کن، اما از تو یک درخواست دارم. 

گفتم داخل کیفم یک قرآن است و عکس پسرم، تورو خدا قرآن را به من بده و اجازه بده با عکس پسرم وداع کنم، اما او قرآن را به صورت من کوباند و عکس پسرم را هم پاره کرد و در قبری که برای من کنده بود، ریخت.



- بعد چه شد؟ 
 

عقرب سیاه شروع کرد به فشار دادن گلوی من و مرا خفه کرد. باورتان نمی‌شود اما بالای سر جنازه خودم ایستاده بودم و داشتم می‌دیدم که گلویم را دارد فشار می‌دهد، اما هیچ کاری از دستم برنمی‌آمد. 

-چگونه نجات پیدا کردید؟ 

نمی‌دانم چقدر از زمانی که مرا خفه کرده بود گذشته بود، اما به هوش آمدم و خودم را به پایین تپه برفی و سنگی کشاندم و رسیدم لب جاده اصلی. 

-آنجا بود که نجات پیدا کردید؟ 

بله دقیقاً همانجا بود که یک راننده کامیون ایستاد و پتویی که در داخل خودروی خود داشت را به دور من پیچید و بعد از آن هم با مأموران پلیس و اورژانس تماس گرفت. 

- چگونه خانواده‌تان از موضوع باخبر شدند؟ 

بعد از آنکه حالم بهتر شد، شماره خانواده‌ام را به مأموران پلیس دادم اما آنقدر از سوی عقرب سیاه شکنجه شده بودم که خانواده‌ام با دیدنم مرا نشناخته بودند و مدعی شده بودند من دخترشان نیستم. 

-شما در دستگیری عقرب سیاه مؤثر بودید، بفرمایید چگونه این کار را انجام دادید؟ 

من با توجه به دیدن چهره وی توانستم از او چهره‌نگاری کنم و همین امر باعث شد ابتدا مرد جوانی در اصفهان شناسایی شده و دستگیر شود و بعد از آن هم عقرب سیاه بر اساس همان چهره‌نگاری یک سال و نیم بعد دستگیر شد. 

-شنیده‌ایم که عقرب سیاه در طول این سال‌ها طعمه‌های خود را تهدید کرده، موضوع از چه قرار است، آیا صحت دارد؟

بله عقرب سیاه بیشتر موارد از زندان رجایی شهر با من و مابقی زنانی که طعمه وی بوده‌اند تماس می‌گیرد و مدعی می‌شود اگر به دادگاه برویم و علیه او شهادت بدهیم، ما را خواهد کشت. 

- موضوع تهدیدها را برایمان تعریف کنید؟

به محض آنکه به او گفتم باید بمیری لحن وی تغییر کرد و شروع کرد مرا به تهدید کردن و مدعی شد می‌داند اسم فرزندم چیست و حتی در کدام مدرسه درس می‌خواند. 

- این اطلاعات را از کجا به دست آورده بود؟ 

نمی‌دانم اطلاعات شخصی من و 30 زن دیگر را چگونه به دست آورده است، اما هربار با همین اطلاعات ما را تهدید کرده است. 

-شما بعد از آنکه متوجه شدید از پسرتان خبر دارد، چه کاری کردید؟ 

به سرعت خانه‌ام و مدرسه فرزندم را تغییر دادم. 

- تهدیدهایش متوقف شد؟ 

نه بار دیگر با من تماس گرفت و مدعی شد «خیال کردی اگر مدرسه فرزندت را تغییر بدهی یا خانه‌ات را جا به جا کنی، من نمی‌توانم پیدایت کنم» به شدت ترسیده بودم اما دیگر نمی‌دانستم باید چه کنم. 

-روز دادگاه هم شما را تهدید کرد؟

بله این فرد کثیف روز دادگاه هم زمانی که در حال رفتن به داخل دادگاه بود من و دیگر زنان را تهدید کرد که ما را خواهد کشت. 

- شما با عقرب سیاه در دادگاه درگیر شدید؟ 

بله من قصد داشتم تا با کیف دستی‌ام ضربه‌ای به صورت او بزنم زیرا خنده‌هایش ما را آزار می‌داد اما به یکباره یکی از قضات به سمت من آمد و گفت اگر از کارهایم دست نکشم مرا بازداشت خواهد کرد. 

- قاضی دیگر چه گفت؟ 

زمانی که ما از شدت ترس و وحشت ناشی از یادآوری آن لحظه‌های سخت او را تهدید کردیم، قاضی نیز از برخی از همکاران خود خواست تا صورتجلسه‌ای بنویسند که ما عقرب سیاه را تهدید کرده‌ایم.

-شما به دفتر رئیس مجتمع هم رفته‌اید؟ 

بله من و تعدادی از زنان به دفتر رئیس مجتمع آقای افتخاری رفتیم و به او گفتیم قاضی پرونده نمی‌خواهد اجازه بدهد که ما در جلسه محاکمه حضور داشته باشیم، ایشان هم به دفتر قاضی پرونده رفت و موضوع را حل و فصل کرد و قرار شد ما در دادگاه حاضر باشیم. 

-خانم سارا شما درخواستتان از مسئولان قوه قضائیه چیست؟

من و باقی زنان از مسئولان قوه قضائیه می‌خواهیم تا ما را از این کابوس نجات دهند و عقرب سیاه را به اشد مجازات برسانند. 

به نقل از جوان آن لاین - جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۲-

 

به گزارش فارس پیش از این ، از 30 نفر شاكی این پرونده تنها 2 شاكی در دادگاه حضور یافتند، كه این افراد نیز توسط یكی از بستگان عقرب سیاه كه در ورودی دادگاه حضور یافته تهدید شد. 

دادگاه عقرب سیاه پشت درهای بسته برگزار و در نهایت به دلیل عدم حضور وكیل متهم به 3 هفته بعد موكول شد. 

پرونده این ماجرا هفتم اردیبهشت 87 با مراجعه زن جوانی به نام «ملیحه» به كلانتری 176 حسن آباد در حالی در دستور كار پلیس قرار گرفت كه او از یك راننده پراید به اتهام آزار خود شكایت كرد. 

ملیحه به مأموران پلیس گفت: روز گذشته در جاده فشافویه برای رفتن به خانه‌ام سوار خودروی پراید مسافربر شدم كه راننده پس از طی مسافتی ناگهان دیوانه‌وار با یك شوكر برقی به من حمله كرد و پس از اینكه دست و صورتم را سوزاند، مسیرش را به سمت جاده‌ای بیابانی منحرف كرد و در حوالی حسن‌آباد مرا به شدت آزار داد. 

در حالی كه تحقیقات برای شناسایی و دستگیری متهم به صورت ویژه آغاز شده بود، چند زن و دختر دیگر به شاكیان پرونده افزوده شدند. 

مأموران سرانجام «عقرب‌سیاه» را هنگام درگیری با یك زن در بیابان‌های اطراف تهران به دام انداختند. پسر 27 ساله در بازجویی‌ها به آزار و اذیت زنان اعتراف كرد و گفت: با خودروی خود طعمه‌هایش را شكار می‌كرد. 

بدین ترتیب پرونده با شكایت چند قربانی برای رسیدگی به شعبه 77 دادگاه كیفری استان تهران ارسال و متهم دی ماه گذشته محاكمه شد. عقرب سیاه در جلسه محاكمه غیرعلنی برابر پنج قاضی دادگاه عالی جنایی تهران با انكار اعترافات و اظهارات گذشته‌اش گفت:«فقط برای سرقت پول، طلا و اموال گرانقیمت زنان و دختران را می‌دزدیدم بنابراین ادعاهای آنها مبنی بر تجاوز بی‌اساس است!» 

شاكیان پرونده زمانی كه با انكار‌های متهم مواجه شدند، لحظات هولناكی را كه سپری كرده بودند برای دادگاه بازگو كردند. 

در پایان جلسه رئیس شعبه 77 دادگاه كیفری استان و چهار قاضی مستشار ـ به اتفاق آرا حكم اعدام «عقرب سیاه» را صادر كردند. 

از آنجا كه عقرب سیاه توانسته بود رضایت تعدادی از شاكیان پرونده را جلب كند، دیوان عالی كشور رأی دادگاه را نقض و بار دیگر پرونده را به شعبه 79 دادگاه كیفری ارسال كرد. 

علی |
علت اصلی اینگونه جنایات خود خانمهاهستند به قول سردار رادان اکثر خانمهائی که طعمه اینجور افراد میشوند کسانی هستند که دارای پوششی و ارایشی تحریک کننده هستند.
یک بی طرف |
اگه این اتفاق برای عزیزخودتون می افتادبازهم همین حرف ومی زدید؟

Advertisment